تبليغاتX
Einiproxy Anti filter,New proxy,... We are the best in Iran
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات
ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER
طنز سياسي
گوناگون
حقيقت تلخ
زن
زندگی
طنز اجتماعی

لینک دوستان
 تك نوشته هاي باراني...
مطالب جالب و دیدنی درباره دوستی و ازدواج
طلوع(تاریخ و ادبیات و...)
یوتیوب دانلودر you tube down loader
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  New proxies Fresh Proxy Site , super Fast. Monday 28 July 2008
        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  سامان رسول پور دستگير شد
به دنبال تجمع مسالمت آميز بيش از سيصد تن از شهروندان مهابادي در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر ‏که سه روز پيش برگزار شد و به بدون هيچ تنشي پايان يافت، روز گذشته نيروهاي امنيتي و لباس شخصي ‏هاي وزارت اطلاعات درمهاباد تعدادي از فعالين مدني و مطبوعاتي اين شهر را مورد تعرض قرار دادند و ‏‏"سامان رسول پور"عضو هيات اجرائي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و همکار روز را در منزل وي ‏دستگير و به مکان نامعلومي انتقال دادند.‏
‏ ‏
گفته شده علت دستگيري سامان رسولپور، "سازمان دادن تجمع مسالمت آميز" روز شنبه است که با شرکت ‏شهروندان مهابادي و شماري از فعالان مدني و دانشجوئي اين منطقه در اعتراض به حکم اعدام سه معلم کرد ‏برگزار شد. ‏

در حاليکه از يک سو به گفته مادر سامان رسول پور وي در اين روز در خانه بوده و از سوي ديگر به گفته ‏بسياري از شرکت کنندگان در اين تجمع، اين حرکت، خودجوش و در ادامه تجمعات مسالمت آميزي بوده که ‏طي هفته گذشته در بسياري از شهرهاي کردنشين غرب کشور براي لغو حکم اعدام سه معلم کرد از جمله ‏فرزاد کمانگر برگزار شده است. گفتني است که تاکنون در هيچ يک از شهرهايي که طي هفته گذشته شاهد ‏برگزاري اين نوع تجمعات بوده است هيچ نوع تنش و زد و خوردي بين تجمع کنندگان و نيروهاي دولتي پيش ‏نيامده و حتي يک نفر هم دستگير نشده است.‏

مادر سامان رسولپور در گفتگوي کوتاهي با يکي از منابع خبري کرد با بيان اينکه تاکنون نتوانسته اند از محل ‏نگهداري و وضعيت وي خبري کسب کنند، تاکيد کرده که فرزندش در روز برگزاري اين تجمع حتي براي ‏لحظه اي هم از منزل خارج نشده بود.‏

از سوي ديگر برخي منابع خبري در داخل کشور دستگيري سامان رسولپور را در ارتباط با دعوت نماينده اي ‏از سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اجلاس سالانه نهادهاي حقوق بشري آسيا و اقيانوسيه که در مالزي ‏برگزار مي شود، عنوان کرده اند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به همراه کانون مدافعان حقوق بشر و ‏دفتر ادوار تحکيم براي شرکت در اجلاس سالانه نهادهاي حقوق بشري حوزه آسياي ميانه و جنوب شرقي آسيا ‏دعوت شده بود. براي شرکت در اين اجلاس سالانه نمايندگاني از سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و ‏کانون مدافعان حقوق به کووالامپور عزيمت کردند، اما نيروهاي امنيتي مانع از خروج عبدالله مومني،نماينده ‏دفترتحکيم براي شرکت در اين اجلاس شدند. ‏

برخي ديگر از گزارش ها در خصوص اقدامات امنيتي نيروهاي امنيتي و لباس شخصي ها در مهاباد حاکي از ‏آن است که ماموران لباس شخصي وزارت اطلاعات روز گذشته علاوه بر دستگيري سامان رسولپور و ‏تفتيش منزل وي، به منزل چند فعال ديگر مهابادي که نامشان ذکر نشده، به منظور دستگيري آنان مراجعه ‏کرده اند، اما غير از سامان رسولپور کس ديگري تا اين لحظه در اين ارتباط دستگير نشده است.‏

يکي ديگر از منابع خبري نوشته است که همزمان با دستگيري سامان رسولپور، ماموران امنيتي و لباس ‏شخصي ها به منظور دستگيري "شيرکو جهاني اصل" ديگر فعال مدني مهابادي، به منزل شخصي وي ‏مراجعه کردند اما بعد از تفتيش منزل وي و چندين منزل ديگر در محله، موفق به دستگيري وي نشدند. ‏شيرکو جهاني اصل دو سال پيش به اتهام تشکيل کميته اي جهت پيگيري دستگيري چند فعال حقوق زنان و ‏مدني در مهاباد توسط نيروهاي امنيتي دستگير و مدتي بعد با قرار وثيقه آزاد شد.‏

سامان رسولپور فعال حقوق بشر و همکار روز تاکنون بارها به دليل فعاليت هاي مدني و مسالمت جويانه خود ‏تحت پيگرد مراکز امنيتي و اطلاعاتي قرار گرفته است. اين فعال جوان حقوق بشر قبل ازاين با محکوميت در ‏دادگاه علاوه بر تحمل حبس، چند ماه را نيز در تبعيد بسر برده بود.‏

پدر سامان رسولپور مي گويد تاکنون نتوانسته هيچ خبري از فرزندش بدست بياورد. اما شنيده حاکي از آن ‏است که وي هم اکنون در سلول انفرادي اداره اطلاعات مهاباد به سر مي برد.سامان رسولپور که بيست و ‏چهار ساله است، ماه پيش ازدواج کرد.‏
        موضوع: حقيقت تلخ     نويسنده: MRE  

  جندالله فیلم 'قتل' دو گروگان دیگر ایرانی را منتشر کرد
به گزارش تلویزیون العربیه گروه شورشی جندالله می گوید دو عضو دیگر از گروهی 16 نفری از اعضای نیروی انتظامی ایران که نیمه اول ژوئن گروگان گرفت را به قتل رسانده است.

به این ترتیب شمار سربازانی که جندالله "قتل" آنها را اعلام کرده است به شش نفر می رسد. با این حال مقام های ایرانی نسبت به ادعاهای قبلی این گروه در مورد قتل گروگان ها ابراز تردید کرده و آن را عباراتی چون "جنگ روانی" و "شایعه" توصیف کرده اند.

تلویزیون العربیه که در دوبی مستقر است روز شنبه گزارش داد جندالله که در جنوب شرق ایران فعالیت می کند با این کانال تماس گرفته تا خبر اعدام دو سرباز دیگر را اعلام کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در تصاویر العربیه مردان مسلح و نقاب زده جندالله برای قتل دو سرباز دیگر که چشمان آنها با پارچه بسته شده بود آماده می شدند.

سخنگوی جندالله تهدید کرد تا زمانی که ایران با درخواست این گروه بلوچ برای آزادی 200 تن از اعضای آن موافقت نکند هر هفته دو گروگان را خواهد کشت.

این گروه شورشی روز 13 ژوئن شانزده سرباز و افسر ایرانی را در سراوان در نزدیکی مرز پاکستان ربود که ظاهرا آنها را به پاکستان برده است.

جندالله ابتدا یک هفته پس از گروگان گیری در روز 20 ژوئن -31 خرداد- از قتل دو تن از سربازان خبر داد و 27 ژوئن اعلام کرد به دلیل برآورده نشدن خواسته هایش دو نفر دیگر از آنها را کشته است.

با این حال به نظر می رسد ایران ادعاها و اخطارهای این گروه را جدی نگرفته است.

غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران روز یکشنبه هفته گذشته تازه ترین مقامی بود که قتل گروگان ها را به عنوان "شایعه" رد کرد. وی گفت: "انشاء الله همه این افراد سالم هستند و خبرهایی كه در مورد شهادت برخی آنها گفته شده تأیید نشده است."

با این حال او گفت "رایزنی ها و تلاش ها برای آزادی این گروگان ها ادامه دارد و امیدواریم این افراد به زودی آزاد شوند."

همزمان با این اظهارات هیاتی ایرانی به ریاست مهدی هاشمی سرپرست وزارت کشور ایران به اسلام آباد رفت تا از جمله در مورد سرنوشت گروگان ها با پاکستان گفتگو کند.

جزئیات گفتگوهای مربوط به این گروگان گیری فاش نشده است جز اینکه اعلام شد پاکستان قول همکاری داده است.

گروگانگیری سربازان ایرانی تقریبا همزمان با تحویل عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله روی داد. عبدالحمید ریگی پس از حدود یک سال بازداشت در پاکستان به ایران تحویل داده می شد.

جندالله هدف خود را احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ در ایران عنوان می کند اما ایران این گروه را تروریستی می داند. تاکنون ده ها نظامی، مقام دولتی و غیرنظامی در عملیات خشونت بار این گروه کشته شده اند.

        موضوع: حقيقت تلخ     نويسنده: MRE  

  ایران ۲۹ تن را اعدام کرده است

ایران پس از چین، بیشتر اعدام را اجرا می کند
بر اساس گزارش های رسیده از ایران، این کشور ۲۹ تن را در تهران، با استفاده از طناب دار، اعدام کرده است.

تلویزیون دولتی ایران در اطلاعیه اعلام کرده است که برخی از اعدام شدگان کسانی بودند که در زمینه های مختلف از جمله قتل، تجاوز جنسی، دزدی مسلحانه و قاچاق مواد مخدر مجرم شناخته شده بودند.

تمامی این ۲۹ تن، در ساعات اولیه بامداد روز یکشنبه ۶ مرداد (۲۷ ژوئیه)، در زندان اوین تهران اعدام شده اند.

در بخشی از اطلاعیه پخش شده از تلویزیون دولتی ایران در مورد این اعدام ها گفته شده است: "این مجرمان، هزاران کیلو مواد مخدر را به داخل و خارج کشور قاچاق کرده بودند".

 

عفو بین الملل که از گروه های مدافع حقوق بشر است، می گوید دولت ایران در سال گذشته میلادی بیش از هر کشور دیگری (به استثنای چین) دست به اعدام افراد زده است.

بر اساس گزارش این گروه، شمار اعدام شدگان سال گذشته میلادی در ایران، به سیصد و هفده نفر می رسد.

 
        موضوع: حقيقت تلخ     نويسنده: MRE  

  hot PROXY
        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  سرهم بندي رسوايي دانشگاه زنجان
مددي، معاون خطاکار دانشجويي زنجان از زندان آزاد شد و بدينگونه مقامات قضايي مهر خاتمت بر رسوايي حادثه زنجان زدند. اما از سرنوشت دختر مظلوم و بي پناه خبري نيست و سه دانشجوي دانشگاه زنجان نيز مدتي است در حبس به سر مي برند ووضعيت نامعلوم آنها باعث نگراني جامعه دانشجويي کشور شده است.
        موضوع: حقيقت تلخ     نويسنده: MRE     ادامه مطلب  

  دو نوجوان از اعدام نجات يافتند
رضا شش بلوکي و سعيد جزي دو نوجوان محکوم به اعدام توانستند با اخذ رضايت از صاحبان خون دو جواني که توسط آنها به قتل رسيده بودند، از محکوميت اعدام نجات يابند.

خانواده رضا شش بلوکي، نوجوان محکوم به اعدامي که به جرم قتل پسري در مرودشت فارس، در زندان عادل آباد به سر مي برد، توانستند با گرفتن رضايت از صاحبان خون، فرزندشان را از رهايي برهانند. وکيل اولياي دم اين پرونده (مرودشت) ضمن تاييد اين خبر گفت: رضا يکي از متهمان اين پرونده بود. او در زمان ارتکاب جرم، 15 سال داشت و خانواده مقتول از جرم قتل عمد او گذشتند. اما براي جرم آدم ربايي بايد دوره محکوميتش را طي کند.

رضا شش بلوکي در حالي از اعدام رهايي يافته است که چهارشنبه گذشته همجرم او محمد استواري در عادل آباد شيراز به دار آويخته شد. محمد در زمان ارتکاب جرم 18 ساله بود(بالاي 18 سال) و بعد از طي شدن يک سال و اندي در زندان عادل آباد حکم اعدامش به اجرا در آمد.

همچنين خانواده سعيد جزي به همراه وکيل وي و جمعي از خير خواهان منطقه ايلام روز پنج شنبه گذشته توانستند در مراسم خون بسي که براي اخذ رضايت از صاحبان خون مرتضي جان زمين برگزارشده بود، از آنها براي بخشش اعدام سعيد رضايت بگيرند.

سعيد در نزاعي ناخواسته مرتضي جان زمين را در داخل مغازه ساندويچ فروشي که مرتضا در آن کار مي کرد به قتل رسانده بود.

سعيد جزي يکي از نوجواناني بود که در چند ماه گذشته حمايت بسياري از فعالان حقوق بشر را براي رهايي از اعدام به خود جلب کرد.

نجات رضا شش بلوکي و سعيد جزي از مجازات اعدام، در شرايطي به وقوع مي پيوندد که علي مهين ترابي، همچنان منتظر اجراي حکم قصاص است. پرونده علي مهين ترابي پس از تجديد نظرخواهي وي، از ديوان عالي کشور راهي دادگستري استان تهران شده است تا با تعيين شعبه هم ارز، دوباره وارد سير بررسي شود. علي مهين ترابي در 16 سالگي و در نزاعي دسته جمعي متهم به قتل هم مدرسه اي اش مزدک شد. او پس از شش سال هنوز موفق به اخذ رضايت از اولياي دم نشده ولي در نامه هاي بسياري که وي و وکيلش به مديران قضايي کشور نوشته اند بارها بر بي گناهي او در اين قتل، تاکيد کرده اند.

در هفته گذشته محمد فدايي و بهنود شجاعي توانستند براي سومين بار فرصت يک ماهه اي را براي جلب رضايت صاحبان خوم جلب کنند. همچنين ابومسلم سهرابي نوجوان فيروزآبادي محکوم به اعدام توانست با گرفتن دستور قضايي توسط وکيلش، به طور موقت اجراي حکم اعدامش را به تعويق بيندازد. وکيل ابومسلم درخواست اعاده دادرسي اش را تقديم ديوان کرده است.

اگرچه فعالان حقوق بشر در ايران و جهان عدم صدور حکم اعدام براي نوجوانان زير 18 سال را جزء وظايف دولتهاي امضا کننده کنوانسيون حقوق کودک مي دانند، اما در ايران طبق گزارش سازمان عفو بين الملل نزديک به 150 نوجوان در زندانهاي ايران محکوم به اعدام هستنند و بيشتر آنها تنها با گرفتن رضايت از صاحبان خون، شانس رهايي از اعدام را يافته اند.


        موضوع: حقيقت تلخ     نويسنده: MRE  

  حذف نام هاي ايراني از تابلوهاي تبليغاتي
ممکن است حسين رضا زاده وزنه بردار ايراني قوي ترين مرد جهان باشد، اما نيروهايي قوي تر از بازوان قدرتمند او مانع از آن مي شوند که اين قهرمان دو دورۀ المپيک از توانايي خود براي تبليغات بيلبوردها و آگهي هاي تجاري تلويزيوني استفاده کند.

رضازاده،"هرکول ايران"، مانند بسياري از ستارگان بين المللي دنياي ورزش از محل آگهي هاي تبليغاتي درآمد بيشتري کسب مي کند. او چند سال قبل در تلويزيون دولتي ايران در تبليغ يک روغن موتور ظاهر شد. اما زماني که در آگهي تجاري آژانس املاک دوبي در يک شبکۀ ماهواره اي که در ايران ممنوع است، درخشيد، با اعتراض مقامات ايراني روبرو شد.

اين آگهي تبليغاتي رضازادۀ ديگري را نشان مي دهد. ديده مي شود که اين وزنه بردار وارد يک دفتر آژانس املاک در دوبي مي شود، جايي که يک فروشندۀ متملق ايراني دربارۀ فرصت هاي بازار گرم مستغلات امارات به او مي گويد. رضازاده با تأييد سري تکان مي دهد و مي گويد، فکر مي کند مستغلات در دوبي سرمايه گذاري خوبي خواهد بود.

بسياري از ايرانيان، که با داشتن ديش و ريسيور غيرقانوني تلويزيون ماهواره نگاه مي کنند، به کار اين "قهرمان قهرمانان" که اينقدر آشکار براي پولدار شدن تلاش مي کند، خنديدند، اما مقامات ايران که نسبت به ماهواره، موفقيت دوبي و وجهۀ رضازاده حساس هستند، از اين کار خوششان نيامد.

اوايل ماه جاري، مقامات ايران تمامي شخصيت هاي مشهور را از حضور در آگهي هاي تبليغاتي تلويزيوني منع کردند و اعلام کردند که نمايش چهره هاي آنها بر تابلوهاي آگهي و ساير تبليغات ممنوع است.

عليرضا کريمي عضو وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اطلاعيه اي خاطر نشان کرده است: "اين شخصيت هاي فرهنگي و ورزشي الگوهاي افتخار جمهوري اسلامي ايران بشمار مي روند. آنها بايد روحيۀ دلاوري و رشادت و نه فرهنگ مصرف گرايي را ارتقا دهند."

اما فرهنگ مصرف گرايي در همه جاي پايتخت ايران به چشم مي خورد. خيابان هاي تهران مملو از بيلبوردهايي است که اغلب در کنار تصاير "شهدا" بر روي ديوارها، ماشين، عطر و شلوار جين غربي را تبليغ مي کنند.

در سال 2004، بيلبوردهايي که نمايشگر عکس ديويد بکهام ستارۀ فوتبال انگليس بودند، از پارچه هاي سياه پوشيده شدند، چرا که دولت ايران تصور مي کرد اين تصاوير "تبليغ کنندۀ ارزش هاي غربي هستند." اما پس از گذشت چهار سال، بيلبوردهاي شمال شهر تهران تصوير جرج کلوني هنرپيشۀ آمريکايي را در حال تبليغ ساعت اومگا نشان مي دهند. اين در حالي است که هنرپيشگان ايراني از ممنوعيت اين فعاليت براي خود ناراحت و دلخور هستند. سؤال يکي از کارگردانان سينما اين است،"چرا او، يک آمريکايي، اما نه يک ايراني؟" مهتاب کرامتي، بازيگر ايراني، مي گويد: "هنرپيشه ها فقط مي توانند با انجام اين قبيل تبليغات پول بيشتري درآورند."

کرامتي که در عين حال نمايندۀ ايران در يونيسف است و در زمينۀ حقوق کودکان در ايران فعاليت مي کند، مي گويد، دولت ايران هيچگونه مشکلي با فعاليت خيرخواهانۀ او ندارد. او مي گويد: "اما من بعنوان يک هنرپيشۀ زن اجازه ندارم کارهاي تبليغاتي انجام بدهم. قوانين جديد در واقع زنان و مردان را يکسان مي داند."

برخي از آگهي هاي تبليغاتي در ايران، زنان را نيز به تصوير مي کشند. بيلبوردها هنرپيشگان زن ايراني را ملبس به حجابي ساده در حال تبليغ فيلم هاي خود نشان مي دهند. در عين حال از زنان براي آگهي هاي تبليغاتي مواد پاک کننده و مواد غذايي نيز استفاده مي شود. تصويري که اغلب از اين زنان ارائه مي گردد، خانه دارهاي ايده آل است.

يکي از شبکه هاي موسيقي ايراني مستقر در دوبي، که از ميان حدودا ً 30 کانال ماهواره اي ايران يکي از مشهورترين هاست، همه نوع کليپ ويدوئي، از موسيقي رپ آمريکايي گرفته تا پاپ ايراني لوس آنجلس، را نمايش مي دهد. مهرداد اسماعيلي کيا تبليغاتي مانند سوني، سامسونگ و فيليپس را به انواع ايراني که از هنرپيشگان فيلم ها و ستارگان ورزشي ايران استفاده مي کنند، ترجيح مي دهد. کيا مي گويد: "اين آگهي ها اغلب خيلي بد ساخته مي شوند و بيخود بنظر مي رسند."

آگهي تبليغاتي رضازاده هنوز از شبکۀ ماهواره پخش مي شود. مهتاب کرامتي در اين باره مي گويد: "من آگهي تبليغاتي رضازاده را ديدم و فکر مي کنم جالب است. اينها فقط اولين گام هاي ايرانيان صاحب نام در زمينۀ تبليغات است. اين تبليغات بموقعش مي توانند حرفه اي تر باشند."

منبع: واشنگتن پست، 26 ژوئيه
        موضوع:     نويسنده: MRE  

  مبارزه ایرانی
شاید فکر کنید چرا مبارزات سی ساله، یا حتی دقیق تر بگویم پنجاه ساله، و اگر بخواهم کمی عقب تر بروم نود ساله یا اگر مشروطیت را لحاظ کنیم، مبارزات صد و بیست ساله ما( کمی هم اغراق کردم که در مقابل ملت های دیگر کم نیاوریم) به نتیجه نمی رسد و با وجود اینکه این ملت روزی حداقل یک ساعتی به تغییر حکومت و کشور فکر می کند یا در مورد آن حرف می زند، چرا این سخنان و رفتارها حاصلی نمی دهد و اوضاع کشور گاهی که به دقت نگاه کنیم، همان است که صد سال قبل بود و پنجاه سال قبل بود و سی سال قبل بود. در همین راستا مشخصات مبارزه ایرانی در حال حاضر، که فرقی با قبل ندارد جهت عبرت کلیه مبارزین و زحمتکشان و انبوه خلق های تحت ستم و فوق ستم و رنجبران و دانشجویان و اپوزیسیون و پوزیسیون تقدیم می شود:

مبارزین داخل و خارج: هزاران مبارز داریم که در خارج از کشور تلاش می کنند بروند داخل و به مبارزان داخل کشور که تصمیم دارند بیایند خارج، کمک کنند.

اصلاح طلبان: اصلاح طلبان مهم ترین گروهی هستند که با وضع موجود مبارزه می کنند، برای این کار وارد قدرت می شوند، بعد از یک سال به این نتیجه می رسند که باید از قدرت بیایند بیرون و بعد از اینکه از قدرت بیرون آمدند، تازه متوجه می شوند که برای اینکه کاری بکنند، باید وارد دولت شوند، ولی دیگر کسی راه شان نمی دهد.

آلترناتیو: مهم ترین مشکل مبارزه ایرانی این است که همه می دانند که چه کسی باید برود، اما هیچ کس نمی داند چه کسی باید سرکار بیاید.

تندروها: در ایران هیچ گروهی تندرو، یا میانه رو یا محافظه کار نیست، بلکه همه گروهها وقتی عصبانی می شوند تندرو، وقتی در حال کنار رفتن هستند، میانه رو و وقتی سرکار هستند، محافظه کار می شوند. بنا بر این ما چپ تندرو، چپ میانه رو و چپ محافظه کار داریم، و راست تندرو، راست میانه رو و راست محافظه کار.

میانه روها: میانه رو ها کارشان ایجاد اعتدال است، اما چون کل سیستم غیر معتدل است، معمولا میانه روها بزرگترین دشمنان کشور هستند. آنها همیشه در حال حذف شدن هستند. بزرگترین مبارزه آنها این است که باقی بمانند تا روزی بتوانند وضعیت را درست کنند، اما آن روز نمی رسد.

مصلحت گرایان: مصلحت گرایان گروهی هستند که چون نتوانستند مصلحت خودشان را تشخیص دهند، بی موقع آمده اند و چون به مصلحت نبوده بی موقع رفته اند، در حال حاضر نیز سالهاست تلاش می کنند وقتی مصلحت بود برگردند، ولی هیچ وقت مصلحت نیست.

حکومت: در ایران حکومت ها وقتی می روند که تصمیم نداشته باشند بمانند، وگرنه توپ و ملت و تانک و مسلسل و جهان هم نمی تواند تکان شان دهد. ناصرالدین شاه وقتی رفت که پنجاه سال حکومت کرده بود، احمد شاه از حکومت فرار کرد و رفت خارج نزدیک بود پناهنده شود، ولی نمی توانست بگوید از حکومت دیکتاتوری فرار کردم، چون خودش شاه بود، رضاشاه وقتی رفت حتی ده نفر از اعضای حکومت طرفدار ماندنش نبودند، محمد رضا پهلوی به محض اینکه دو نفر با هم در تهران دعوا می کردند، فورا دست زنش را می گرفت و می رفت رم، مرحوم مصدق وقتی رفت که حتی هزار نفر هم حاضر نشدند برای ماندنش به خیابان بروند. حکومت جمهوری اسلامی تصمیم دارد بماند، در این حکومت هم موسوی و خاتمی رفتند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند..... آقای خامنه ای نمی خواهد برود و محکم روی صندلی نشسته است. ملت ایران هم سابقه ندارد بخواهند کسی را کنار بزنند که نمی خواهد کنار برود.

روشنفکران: در ایران روشنفکران دو رفتار اصلی دارند، وقتی حق ندارند حرف بزنند، سکوت می کنند و اگر کسی حرف بزند اعلام می کنند که او عامل حکومت است، وقتی هم که حق دارند حرف بزنند، یادشان می رود روشنفکر هستند و تصمیم می گیرند حکومت را عوض کنند و معمولا به جای اینکه مردم را رهبری کنند، دنبال مردمی راه می افتند، که آن مردم خودشان نمی دانند کجا می روند.

دموکراتها: تقریبا در ایران هیچ نیروی مبارزی وجود ندارد که تا وقتی مجبور نباشد به آزادی فکر کند، تنها مشکل مبارزان ایرانی این است که چرا بقیه دزد هستند و خودشان هیچ قدرتی ندارند( فکر بد نکنید). معمولا وقتی یک انسان دموکرات در ایران قدرت را در دست می گیرد، در یک دوره زمانی یک ساله، یا تبدیل به دیکتاتور می شود، یا استعفا می دهد و از حاکمیت خارج می شود، یا برای اصلاح بقیه که دموکرات نیستند، مجبور می شود با همه درگیر شود و نهایتا از ایران بیرون می رود، یا خانه نشین می شود، یا پس از مدتی اقدام به انتشار فرهنگ لغت می کند.

ملی گرایان: یکی از مهم ترین گروههای مبارز ایرانی ملی گرایان هستند. این گروه پنجاه سال قبل مبارزه ای را آغاز کردند که تا صد سال دیگر به همان شکل به آن مبارزه دامه می دهند، اکثر آنها از قدرت تحرک برخوردار نیستند و اکثرا توانایی جسمی ندارند، اکثر ملی گرایان اینقدر ایران را دوست دارند که آرزوی قلبی شان بازگشت به وطن است.

تجزیه طلبان: این گروه برای آزادی وطن مبارزه می کنند، بعد که وطن آزاد شد قسمت خودشان را برمی دارند، قسمت ما را هم می دهند. گروه مذکور اول با ملی گرایان مبارزه می کنند، بعد با اصلاح طلبان، بعد با چپ ها، بعد با روشنفکران، بعد با ملت ایران و معمولا وقتی همه اینها خسته شدند، خودشان هم خسته می شوند و در اروپا و آمریکا و عراق و ترکیه به مبارزات خود برای سرنگونی مخالفان حکومت ادامه می دهند.

ضد امپریالیست ها: دو حالت وجود دارد، یا حکومت ایران وابسته به امپریالیسم است، یا وابسته به امپریالیسم نیست، یا دشمن امپریالیسم است. در حالت اول معمولا حکومت و امپریالیسم دست به دست هم می دهند و مخالفان ضدامپریالیست حکومت را در عرض دو ماه کاملا نابود می کنند، در حالت سوم مخالفان ضدامپریالیست معمولا در عرض دوماه طرفدار حکومت می شوند و شروع می کنند به مبارزه با مخالفانی که ضد امپریالیست نیستند و دولت هم به ریش هر دوشان می خندد. در حالت دوم هم معمولا مخالفان ضدامپریالیست معمولا اگر در ایران باشند کتابفروشی درست می کنند و ورشکست می شوند و اگر در خارج از ایران باشند، کنسرت موسیقی برگزار می کنند و ضرر می دهند.

اصلاح طلبان بیرون حکومت: اصلاح طلبان بیرون حکومت معمولا مهم ترین گروه مبارز در داخل و خارج از ایران هستند. این گروه هر سال ده ماه فکر می کنند و به این نتیجه می رسند که تنها راه مبارزه پیروزی در انتخابات است، اما وقتی وقتی انتخابات نزدیک می شود به این نتیجه می رسند که بهتر است انتخابات را تحریم کنند، آنها همین کار را هر سال انجام می دهند و هر سال هم فکر می کنند دارند به نتیجه بهتری می رسند.

جنبش نافرمانی مدنی: این جنبش هر چند سال یک بار شکل می گیرد، گروهی در مورد آن تحقیق می کنند، بعد در مورد آن سخنرانی می کنند، بعد در مورد آن کتاب می نویسند و سالها در مورد آن تلاش می کنند. این گروه همه کار می کنند جز نافرمانی مدنی.

ملت شریف ایران: ملت ایران اصولا از وضعیت اینقدر خسته هستند که توانایی مبارزه با آن را ندارند. اما حوصله تغییر آن را هم ندارند، آنها مطمئن هستند که روزی همه چیز تغییر می کند، اما ناامید هستند که تا وقتی زنده هستند، این تغییرات اتفاق بیفتد یا نه.

نتیجه گیری اخلاقی: مهم ترین دلیل شکست مبارزات سیاسی علیه حکومت در ایران این است که حکومت نمی خواهد برود و مخالفان هم نمی خواهند بیایند.

نتیجه گیری احتمالی: یک آقایی فوت می کنه، اعلامیه اش رو می زنن به دیوار، انتخابات برگزار می شه و اون مرحوم رئیس جمهور می شه.
        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  3 New Proxies
        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  چه کسی رئیس است؟
در شماره 24 ژوئیه هفته نامه بریتانیایی اکونومیست مطلبی به نقش محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، و آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی اختصاص یافته است.

این گزارش با عنوان "چه کسی رئیس است؟ رابطه معماگونه رهبر و رئیس جمهور" انتشار یافته و با این سئوال آغاز می شود که: نظر واقعی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور مبارزه جو و عوامگرای ایران چیست؟

اکونومیست می نویسد که پس از انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 2005، که برای بسیاری از مردم غیر منتظره بود، عموما چنین تصور می شد که رئیس جمهور جدید فردی دست آموز است که یک مقام تشریفاتی را برعهده گرفته اما تا کنون، به وی آزادی عمل قابل توجهی داده شده به نحوی که سیاست های اقتصادی لجام گسیخته و سیاست خارجی خطرآفرین او ایران را تقریبا به طور دائم گرفتار بحران کرده است.

این نشریه می افزاید که در عین حال، حتی ایرانیان نزدیک به محافل دولتی نیز نمی توانند مشخصا بگویند که آیا رئیس جمهور در نقش دستیار مورد اعتماد رهبر خدمت می کند یا اینکه فردی خودسر با جاه طلبی های بزرگ است که خواب را از چشم آیت الله خامنه ای ربوده است؟

اکونومیست می نویسد که از نظر قانون اساسی، آیت خامنه ای زاهد مآب به وضوح فرد قدرتمندتری در جمهوری اسلامی است و هیچ تصمیم مهمی بدون تایید او اتخاذ نمی شود و برخی کارشناسان غربی معتقدند که آقای خامنه ای در حال حاضر از هر زمان دیگری در طول نوزده سال رهبری خود قدرتمندتر است و اداره کنندگان نهادهای متنفذ در ساختار پیچیده حکومتی در ایران، از جمله سپاه پاسداران، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و مجلس از سوی آیت الله خامنه ای منصوب شده یا افرادی با سر سپردگی بی چون و چرا به او هستند.

این هفته نامه می افزاید که در عین حال، آیت الله خامنه ای از اختیارات خود به شکلی کم سر و صدا استفاده می کند به نحوی که غالبا به نظر می رسد که از امور کشور به دور است.

رئیسان جمهوری و رهبر

اکونومیست می نویسد که ظاهرا آیت الله خامنه ای از سال 1989 به بعد به خارج از ایران سفر نکرده، ندرتا با روزنامه نگاران یا مقامات غربی که به ایران سفر می کنند دیدار می کند و حتی قبل از انتخاب محمود احمدی نژاد هم، عمدا یا سهوا، تحت الشعاع رئیسان جمهور قرار داشته است.

 

 آقای احمدی نژاد در سرتاسر جهان چنین الغا می کند که خود او رهبر اصلی ایران است تا جایی که جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، گفته است که قدرت نهایی در ایران در دست آقای احمدی نژاد است، و نه آقای خامنه ای
 
اکونومیست

این نشریه به عنوان نمونه از محمد خاتمی، رئیس جمهور از سال 1997 تا 2005 یاد می کند و می نویسد که آقای خاتمی که افکار اصلاح طلبانه داشت، با شعار گفتگو تمدنها از جناح چپ صحنه را از رهبر ربود در حالیکه به نظر می رسد که آقای احمدی نژاد با لفاظی های گزنده علیه اسرائیل و نفی هولوکاست، از سمت راست او را به حاشیه رانده است و علاوه براین، آقای احمدی نژاد در سرتاسر جهان چنین الغا می کند که خود او رهبر اصلی ایران است تا جایی که جان مک کین، نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، گفته است که قدرت نهایی در ایران در دست آقای احمدی نژاد است، و نه آقای خامنه ای.

این هفته نامه می افزاید که در همانحال، ممکن است که آقای احمدی نژاد پا را از گلیم خود فراتر گذاشته باشد زیرا ماه گذشته، و چند هفته پس از تهدیداتش به افشای نام مقامات فاسد، یکی از متحدان عقیدتی او به نام عباس پالیزدار، که پیشتر از کارمندان مجلس بود، گفت که شماری از رهبران روحانی، از جمله چند تن از افراد نزدیک به آیت الله خامنه ای، از موقعیت خود برای سوء استفاده های چند صد میلیون دلاری از بیت المال بهره برده و حتی مخالفان خود را به قتل رسانده اند.

اکونومیست می نویسد که سالهاست که مردم ایران می دانند که روحانیون ارشد جمهوری اسلامی جیب های گشادی دارند اما افشای اسامی مفسدان توسط یکی از افراد درون رژیم مانند آقای پالیزدار اتفاقی بی سابقه بود.

 

 شاید آیت الله خامنه ای خود را موظف بداند که به خصوص در مورد موضوع هسته ای، وحدت ملی را به نمایش بگذارد و یا ممکن است مایل باشد احساسات گاه خصمانه مردم عادی ایران نسبت به حکومت به سوی رئیس جمهور منحرف شود

 
اکونومیست

این هفته نامه یادآور می شود که برخی از کارشناسان غربی، از جمله گری سیک، استاد دانشگاه کلمبیا و مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری جرالد فورد، جیمی کارتر و رونالد ریگان، این واقعه را نشانه ای از جاه طلبی های آقای احمدی نژاد و به چالش کشیدن موقعیت رهبر جمهوری اسلامی و حتی نوعی کودتای خزنده توسط رئیس جمهور برای تمرکز هرچه بیشتر قدرت در دست های خود توصیف کردند.

اکونومیست می افزاید که آنچه روی داد این بود که حتی قبل به حرکت در آمدن چنین موجی، عباس پالیزدار و تعدادی از دوستان او به اتهام "نشر اکاذیب" و "تشویش افکار عمومی" بازداشت شدند و هنگامی که آشکار شد که آیت الله خامنه ای از افشاگری او به خشم آمده است، رئیس جمهور به سرعت از آقای پالیزدار دوری جست و او را فردی فاسد و بی هویت توصیف کرد.

انتقاد از احمدی نژاد و حمایت آیت الله خامنه ای

به نوشته اکونومیست، پس از این واقعه، ضد حمله علیه آقای احمدی نژاد ادامه یافت و علی اکبر ولایتی، یک از وزیران خارجه متنفذ سابق و از نزدیکان آیت الله خامنه ای، در اقدامی کم سابقه، و ظاهرا با تایید او، مقاله ای را در روزنامه فرانسوی لیبراسیون منتشر کرد و در آن سیاست های رئیس جمهور را "غیرمنطقی" خواند و صراحتا گفت که رهبر جمهوری اسلامی تصمیم گیرنده نهایی در ایران است.

این نشریه می نویسد که آقای احمدی نژاد، که معمولا فردی مبارزه جو محسوب می شود، در برابر این اهارات سکوت کرد در حالیکه یکی از مقامات ارشد سابق ایرانی که با آیت الله خامنه ای ارتباط دارد تاکید داشت که "بدون حمایت رهبر، آینده سیاسی احمدی نژاد تمام شده است."

 

 تا زمانی که آیت الله خامنه ای شصت و نه ساله رهبری جمهوری اسلامی را در دست دارد، تغییر اساسی در سیاست خارجی ایران بسیار نامحتمل به نظر می رسد

 
اکونومیست

اکونومیست در ادامه می افزاید که اما در همان زمانی که به نظر می رسید آقای احمدی نژاد از چشم آیت الله خامنه ای افتاده، رهبر جمهوری اسلامی به دفاع از او برخاست و اعلام داشت که "مسئول پیشبرد موضوع هسته ای، شورایعالی امنیت ملی است که در راس آن رئیس جمهور محترم قرار دارد و آنچه که از طرف رئیس جمهور و مسئولان در خصوص موضوع هسته ای بیان می شود، مورد اجماع همه مسئولان کشور است."

به نوشته این هفته نامه، ممکن است آیت الله خامنه ای خود را موظف بداند که به خصوص در مورد موضوع هسته ای، وحدت ملی را به نمایش بگذارد و یا ممکن است مایل باشد احساسات گاه خصمانه مردم عادی ایران نسبت به حکومت به سوی رئیس جمهور منحرف شود.

اکونومیست می نویسد که در مجموع، روشن نیست که دو فردی که در راس جمهوری اسلامی قرار گرفته اند نسبت به هم چه احساسی دارند و اینکه آیا در انتخابات ریاست جمهوری در تابستان سال آینده، آیت الله خامنه ای از انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد حمایت خواهد کرد اما هر که در این انتخابات برنده شود، تا زمانی که آیت الله خامنه ای شصت و نه ساله رهبری جمهوری اسلامی را در دست دارد، تغییر اساسی در سیاست خارجی ایران بسیار نامحتمل به نظر می رسد.

        موضوع: گوناگون     نويسنده: MRE  

  توقیف موقت 'همشهری عصر'
خبرگزاری دولتی ایران از توقیف چاپ عصر روزنامه همشهری توسط هیات نظارت بر مطبوعات خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، علت توقیف این نشریه "نشر مطالب خلاف واقع و خبرهای نادرست با هدف ایجاد نابسامانی در وضعیت اقتصادی کشور" عنوان شده است.

بر اساس گزارش ایرنا، هیات نظارت بر مطبوعات برای انتشار همشهری عصر مجوز صادر نکرده بود، اما خبرگزاری نیمه رسمی فارس گزارش داده که "طی توافقی كه بين مسئولان روزنامه همشهری و هيئت نظارت بر مطبوعات صورت گرفت، همشهری عصر بصورت داوطلبانه 3 ماه منتشر نمی ‌شود."

این خبرگزاری افزوده که به اين نشريه تذكر كتبی داده شده و اعلام شده كه در صورت تكرار موارد مشابه، تصميم جدی ‌تر در مورد همشهری عصر اتخاذ خواهد شد.

 

اما علی اصغر محکی، مدیر مسئول روزنامه همشهری، با رد خبر توقیف نوبت عصر انتشار این روزنامه گفت: "ما در حال حاضر برای ایجاد تحریریه جدید جهت روزنامه همشهری نوبت عصر مشغول اسباب کشی به مکانی جدید هستیم و بنابراین به محض اتمام امور مربوط به این مسئله روزنامه همشهری در نوبت عصر نیز به اقتضای جامعه منتشر خواهد شد."

وی همچنین گفته است: "ما روزنامه ای به نام همشهری عصر نداریم."

امتیاز روزنامه همشهری متعلق به شهرداری تهران است و توسط مدیران منصوب محمد باقر قالیباف، شهردار تهران و رقیب محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل ایران اداره می شود.

چندی پیش نیز هیات منصفه مطبوعات، مرتضی الویری، مدیر مسئول اسبق روزنامه همشهری را به اتهام "هجو، توهين و تمسخر به قوه قضاييه" مجرم شناخته بود.

در ماههای اخیر به برخی روزنامه های ایران به علت چاپ مطالب انتقادی به ويژه درباره عملکرد اقتصادی رئیس جمهور ایران، تذکر داده شده است. روز اول تیر نیز روزنامه تهران امروز که به اصولگرایان منتقد دولت نزدیک بود به دلیل انتشار برخی مطالب انتقادی علیه دولت آقای احمدی نژاد و عملکردش در شهرداری تهران توقیف شد.

یازدهم تیرماه نیز حکم بازداشت محمد جواد حق شناس، مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی به علت چاپ مطالب انتقاد آمیز درباره عملکرد محمود احمدی نژاد و همچنین طرح این سئوال که آیا رئیس جمهور ایران می تواند نارضایتی مردم نسبت به گرانی، تورم و سوء مدیریت را توجیه کند، صادر شده بود.

همشهری نوبت عصر از بهمن ماه 86 منتشر می شده است.

        موضوع: گوناگون     نويسنده: MRE  

  اتحادیه اروپا خواستار توقف سنگسار 9 نفر شد
اتحادیه اروپا از ایران خواسته که از سنگسار هشت زن و یک مرد که متهم به زنا شده اند، جلوگیری کند.

گروههای حقوق بشر در ایران روز یکشنبه اعلام کردند که 9 نفر در پرونده های جداگانه در شهرهای مختلف ایران به سنگسار محکوم شده اند.

روز دوشنبه نیز روزنامه گاردین، چاپ لندن خبر این سنگسارها را منتشر کرده بود. این روزنامه به نقل از حقوقدانان نوشته بود که اکثر زنانی که خبر حکم سنگسار آنان انتشار یافته است قربانیان خشونت هستند و سواد کافی برای درک اتهامات علیه خود ندارند و علاوه بر این، بیشتر این احکام پس از برگزاری محاکمات غیر علنی و بدون حضور شهود و وکلای مدافع صادر شده است.

بر اساس قوانین اسلامی، زنا در ایران حکم سنگسار دارد.

اتحادیه اروپا در بیانیه ای اعلام کرده که ایران "قول داده است که حکم سنگسار را متوقف کند" و اضافه کرده که این کشور باید به تعهدات بین المللی و قوانین حقوق بشر بین المللی پایبند باشد.

در بیانیه اتحادیه اروپا که توسط فرانسه، که در حال حاضر ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، منتشر شده، آمده: "اتحادیه اروپا از دولت ایران و مجلس این کشور می خواهد که مجازاتهای بیرحمانه را در قوانین و در اجرای آنها، خصوصا در مورد سنگسار، به عنوان یکی از روشهای اعدام از میان بردارد."

اتحادیه اروپا از دولت ایران خواسته که "این اعدام ها را فورا متوقف کند و مجازات سنگسار این افراد را تخفیف دهد."

در ماه فوریه نیز سازمان دیده بان حقوق بشر از رئیس قوه قضائیه ایران خواسته بود که احکام سنگسار سه نفر به جرم زنا را لغو کند.

مجازات سنگسار در قوانین جزایی ایران وجود دارد و در مواردی برای محکومان صادر می شود، اما مقامات قضایی ایران بارها تاکید کرده اند که این حکم سالهاست در ایران اجرا نمی شود.
        موضوع: گوناگون     نويسنده: MRE  

  NEW Proxy site :
        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  از لغو فوتبال تا تعطيلي دفترالعالم
نمايش فيلم "اعدام فرعون" در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران که هفته پيش موجب لغو يک طرفه ديدار تدارکاتي تيم ملي ‏فوتبال مصر با ايران شد، به رخدادي جديد پيوند خورد تا به اين ترتيب در زماني که برخي مقامات نسبت به از سرگيري ‏روابط بين دو کشور خوشبين بودند، بارديگر اين اتفاق به تعويق بيفتد. در تازه ترين رويداد، نيروهاي پليس مصر با "ورود ‏ناگهاني" به دفتر شبكه‎ ‎العالم در قاهره و مصادره تعدادي از دوربين هاي فيلمبرداري و چند دستگاه رايانه، اقدام به بستن ‏دفتر اين شبكه كردند. اين در حالي است که تهيه کنندگان اين فيلم مستند در تهران، همچنان از اقدام خود دفاع مي کنند. ‏
خبرگزاري فارس صبح روز گذشته ضمن گزارش ورود نيروهاي پليس مصر به دفتر شبكه‎ ‎العالم در قاهره به نقل ازاحمد ‏السويفي، مدير دفتر العالم در قاهره خبر داد: "نيروهاي امنيتي مصر به بهانه عدم داشتن مجوز به دفتر شبكه العالم حمله ‏كرده و تعدادي از وسايل موجود در دفتر شبكه را مصادره نمودند. "‏

مدير دفتر العالم در مصر با اشاره به اينكه "فعاليت هاي خبري شبكه العالم در مصر بي طرفانه و با دقت خاصي صورت ‏مي گيرد"، تصريح كرده: "تيرگي روابط تهران و قاهره مي تواند علت بسته شدن دفتر العالم باشد. "‏‎ ‎

اين مسوول شبکه العالم که زير نظر صدا و سيماي جمهوري اسلامي اداره مي شود در حالي از "تيرگي روابط ايران و ‏مصر" گفته که در انتهاي خبر فارس اعلام شده اين مناسبات به تازگي به علت پخش فيلم "اعدام فرعون" به تيرگي گراييده ‏است. در فيلم مستند "اعدام فرعون"، انورسادات رييس جمهور اسبق مصر به‌خاطر امضاي قرار داد "كمپ ديويد" خائن ‏معرفي شده است. ‏

عصر ديروز البته خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا) به نقل از مديرکل اخبار شبکه العالم، خبرداد که هنوز رسما ‏اين دفتر تعطيل نشده است. حسن عابديني گفت: "بازرسي سرزده از دفتر العالم براي ما هم مهم است، دفتر شبكه العالم ‏تعطيل نشده و با رايزني با وزير اطلاع رساني مصر منتظر جواب قطعي هستيم. "‏

‎تلاش ناکام‎

تيرگي روابط ايران مصر هرچند از ابتداي انقلاب و با مسافرت شاه سابق ايران به اين کشور شدت گرفت، اما اوج آن ‏زماني بود که جمهوري اسلامي ايران پس از ترور انورسادات، رييس جمهور اين کشور توسط خالد اسلامبولي، از ضارب ‏سادات به عنوان شهيد نام برد و خياباني راکه پيش از آن "وزرا" نام داشت به نام وي و تصويري نقاشي شده از وي را بر ‏روي يکي از ديوار هاي عريض اين خيابان نقاشي کرد. دولت مصر نيز هرگز نام خيابان پهلوي، خيابان مجاور سفارت ‏نيمه تعطيل ايران در قاهره را تغيير نداد. ‏

ايران و مصر نزديک به سه دهه روابطي با هم نداشتند تا اينکه در ماه هاي اخير تلاش هايي براي برقراري اين روابط ‏صورت گرفت که از جمله آنها مي توان به سفر رييس وقت مجلس هفتم، غلامعلي حداد عادل به اين کشور اشاره کرد. وي ‏که به دعوت همتاي خود در بهمن ماه گذشته به قاهره سفر کرده بود با برخي از مقامات عالي رتبه مصري ديدار کرد و ‏حتي چنانکه روزنامه رسالت در اوايل بهمن 86 نوشت، در ديدار با حسني مبارك رئيس جمهوري مصر گفت: "حضور من ‏در اينجا از بهبود روابط بين جمهوري اسلامي ايران و مصر نشان دارد. "‏

پس از اين ديدار برخي مقامات نيز نسبت به از سرگيري روابط ابراز اطمينان کردند و کاظم جلالي، مخبر کميسيون امنيت ‏ملي و سياست خارجي گفت : "نزديك شدن ملت ها و دولت هاي مصر و ايران در شرايط فعلي مي تواند همكاري هاي ‏منطقه اي را افزايش دهد و موجب انسجام بيشتر كشورهاي اسلامي شود". محمود احمدي نژاد هم در جريان سفر ارديبهشت ‏ماه خود به ابوظبي، به خبرنگار روزنامه الاهرام که از او درباره عادي سازي روابط ايران و مصر پرسيد، گفت: "ما به ‏شکل قاطع درپي تجديد رابطه با مصر هستيم و اگر دولت مصر اعلام آمادگي کند تا پايان وقت اداري همين امروز سفارت ‏ايران را در قاهره برپا مي کنيم. "‏

اين اظهارات در حالي بيان شد که مصر براي از سرگيري روابط خود با تهران از پيش يک شرط مطرح کرده بود: تغيير ‏نام خيابان خالد اسلامبولي و حذف تصوير وي از اين خيابان. ‏

اين درخواست اولين بار نبود که مطرح مي شد چرا که وقتي بهمن 1383 بحث از سر گيري روابط دو کشور مطرح شد، ‏حميد رضا آصفي، سخنگوي وزارت امور خارجه نامه اي براي تغيير اسم اين خيابان به شوراي شهر دوم تهران فرستاد. ‏اين نامه در صحن شورا قرائت شد اما به دنبال آن گروه هاي سياسي نزديک به اصولگرايان، در اعتراض به تغيير نام اين ‏خيابان و بهبود روابط ايران با مصر دست به تظاهرات زدند. ‏

‎اعدام فرعون‎

ابتداي خرداد ماه گذشته خبرگزاري فارس از نمايش مستند فيلم "اعدام فرعون" با موضوع "بررسي علل و انجام عمليات ‏اعدام انقلابي انورسادات، ‌رئيس جمهور خائن مصر توسط شهيد خالد اسلامبولي، براي اولين بار در ايران" خبرداد. در اين ‏مستند يك ساعته كه توسط ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام عرضه شده تصاويري از صحنه عمليات اعدام انقلابي ‏انورسادات و محاكمه خالد اسلامبولي و همرزمانش و همچنين گفتگوهايي با كارشناسان امنيتي و سياسي مصر و برخي ‏نزديكان خالد اسلامبولي وجود دارد. ‏

نمايش اين فيلم هرچند در ايران واکنشي نداشت اما پس از شنيدن خبر به مصري ها با واکنش هاي آنها همراه شد. در ميانه ‏تيرماه گذشته، خانواده انور سادات رئيس جمهور سابق مصر كه توسط خالد اسلامبولي اعدام انقلابي شد، خواستار پيگرد ‏قضائي تهيه كنندگان ايراني اين فيلم شدند. ‏

به دنبال اين اعتراض تامر خليل، معاون وزير خارجه مصر در امور آسيا، حسين رجبي رئيس دفتر حافظ منافع ايران در ‏قاهره را به وزارت خارجه مصر فراخواند و مراتب اعتراض دولت مصر درباره ساخت فيلم ايراني اعدام فرعون را به وي ‏ابلاغ كرد. به گفته يك مقام مصري، خليل به رئيس دفتر حافظ منافع ايران گفت: "اين فيلم بر روابط مصر و ايران تاثير ‏منفي مي‌گذارد و رخ دادن چنين مسائلي صحيح نيست و اميدواريم كه ايران احساسات ملت مصر را درك كند. "‏

با اين حال مقامات ايراني موضوع را جدي نگرفتند و حتي محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران گفت: "واكنش مقامات ‏مصري به مستند اعدام فرعون بهانه است. روابط ايران و مصر تابع اين مسايل نيست و اينگونه واكنش‌ها از طرف مصري‌ ‏تنها بهانه است. " ‏

پس از اين حتي رئيس مجلس مصر نيز از ايران خواست توليد و پخش فيلم " اعدام فرعون‎" ‎را متوقف كند اما ايران توجهي ‏نکرد تا اينکه هفته گذشته رئيس فدراسيون فوتبال مصر با تاييد خبر لغو ديدار تدارکاتي تيم هاي فوتبال ايران و مصر، پخش ‏فيلم مستند "اعدام فرعون" را علت آن اعلام کرد. نمايش اين فيلم مستند نه تنها بر ورزش تاثير خود را گذاشت بلکه به ‏گزارش سايت خبري شهاب نيوز، در ادامه واکنش‌هاي قاهره به فيلم اعدام فرعون، دولت مصر تصميم گرفت از سطح ‏مشارکت خود در کنفرانس وزراي امور خارجه کشورهاي عدم تعهد که قرار است هفته آينده در تهران برگزار شود بکاهد. ‏
برغم همه اين اتفاقات، دبير ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام به عنوان تهيه کننده اين فيلم، همچنان از اقدام خود ‏براي ساخت اين فيلم دفاع مي کند. فروز رجايي‌فر که ساخت فيلم اعدام فرعون توسط موسسه تحت مديريت اش باعث ايجاد ‏تنش در روابط ايران و مصر شده معتقد است: "فيلم ما فقط موجب شد چهره واقعي دولت مصر بر همگان عيان شود. اين ‏فيلم در مصر به شدت بين مردم تاثيرگذار بود. مردم اين كشور كه در اختناق و فقر به سر مي برند، براي اولين بار به ‏شهادت رسانه هاي عربي، فهميدند كه خالد اسلامبولي يك قهرمان بوده. "‏
        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  نتيجه يک لحظه جنون آميز؟
پيام رهنما

انتشارتصاويرمربوط به سوزاندن سه كودك درمركزنگهداري كودكان مهردر زنجان، واکنش هاي گسترده اي در کشور ‏داشت. دراين کودک آزاري رسمي، صورت زهرا، پاي مريم و گردن محمد مهدي سوخته اما با اين وجود هنوز هيچ ‏فردي مسئوليت اين برخورد را به عهده نمي گيرد. در اين مورد با سيدي فر، مدير كل سازمان بهزيستي زنجان گفت و ‏گويي کرده ايم که در پي مي آيد.‏


‎آقاي سيدي فر، مي خواهيم جريان را از زبان خود شما بشنويم.‏‎

ببينيد دررابطه با اتفاقات افتاده هنوز شك و شبهه هاي فراواني وجوددارد كه تا رفع نهايي آن نمي شودهيچ قضاوتي کرد. ‏شما دقت كنيد كه يك طرفه به قاضي رفتن يعني راي ناعادلانه دادن و اين درنزد خداوند منان به هيچ عنوان ستودني ‏نيست.‏


‎در گفتگوهايي كه طي چند روزهاي گذشته از شما چاپ شده گفته ايد كه تعداد كودكان مورد آزار دو نفر بوده ‏نه سه نفر.‏‎

بله. كاملا درست است وتا به اين لحظه هم آمار و تحقيقات كارشناسان پزشكي قانوني همين را اعلام مي كند. پاي مريم ‏قبل ازاينكه اصلا او را به آن مركز انتقال بدهند توسط يكي از اقوام، گويا عمه اش، سوخته شده بوده. مادر مريم توسط ‏پدرش به قتل رسيده است و پدرش الان در زندان به سر مي برد. در نتيجه مريم قبل از پذيرش با عمه اش زندگي مي ‏كرده.‏


‎هنگامي كه همكاران شما مريم را ازعمه اش تحويل گرفتند در مورد سوختگي و علل آن چيزي نپرسيدند؟‎ ‎‎

آن طور كه من پرونده ايشان را مطالعه مي كردم مثل اينكه سوال و جواب هايي درمورد آن شده وجواب حاصله" يك ‏اتفاق ساده" نوشته شده است.‏


‎شما به عنوان مدير كل سازمان بهزيستي به مراكزي كه زير نظر داريد سركشي مي كنيد؟‎

تا جايي كه فرصت داشته باشم بله. اما آنهايي را كه خودم نمي توانم ماموران وكارشناسان مجربي را که دارم كه مي ‏فرستم. ‏


‎ازطرف اين كارشناسان مجرب، هيچ گزارشي در اين باره برايتان ارسال نشده بود؟‎

خير. اين مساله را هم پي گيري مي كنم. با توجه به موقعيت جغرافيايي و اجتماعي مركز مهر زنجان دائما بايد گزارش ‏مي رسيد كه كم كاري شده است.‏


‎آيا دراستخدام مربيان وخدمه مراكز نگهداري گزينش هم داريد؟‎

بله. البته. مراحل بسيار سختي را داريم كه بايد همه بگذرانند.‏


‎دراين مراحل تست هاي روانشناسانه هم وجود دارد؟‎

البته. تست هايي داده مي شود وامتحانات عملي به عمل مي آيد.‏


‎محتواي اين آزمون ها چيست؟‎

ديدگاه مربي به اجتماع وكودك. نوع برخورد در موقعيت هاي متفاوت با كودكان بي سرپرست و گاها اقوام آنها و دهها ‏تست ديگر.‏


‎شما مربي اين سه كودك را مي شناسيد؟‏‎

بله. ايشان يكي از با سابقه ترين مربيان سازمان بهزيستي هستند وكارشان را خوب مي دانند. بعيد مي دانم كه اين اتفاقات ‏از طرف ايشان رخ داده باشد. درهرحال همه چيز به زودي روشن مي شود.‏


‎آقاي محمد زاهدي رييس انجمن مددكاري اجتماعي ايران درمورد اين اتفاق به ضعف مديريتي استان وتخلف ‏درگزينش پرسنل اشاره كرده اند. نظرتان دراين مورد چيست؟‎

به نظرم اين اتفاقي كه نتيجه يك لحظه جنون آميز دريك انسان است را نبايد به يك جامعه تعميم داد زيرا انسان بالاخره ‏جايزالخطاست. شما مطمئن باشيد كه با متخلف و يا متخلفين برخورد جدي خواهد شد. تا همين الان هم بسياري از ‏نيروهاي آن مركز را تنبيه و با جابه جايي هايي كه ترتيب داده ايم تلاش خواهيم كرد مانع از بروز چنين اتفاقاتي باشيم.‏


‎تكليف آن سه كودكي كه مورد آزار قرار گرفته اند چيست؟‏‎

هنوز هم مي گويم كه دونفر بودند ونه سه نفراماهمه مطمئن باشند كه ترتيب معالجه اين سه عزيز به بهترين نحو داده ‏خواهد شد وهيچ شكي دراين باره نكنيد. اين ها كودكان ما هستند و ما براي آسايش آنها هر كاري كه بتوانيم مي كنيم.‏


‎نقش شما به عنوان يك مديردراين جريان چيست؟‏‎

مسئوليت همه اين اتفاقات به عهده من است و احتمالا كم كاري صورت گرفته است. آماده هرنوع برخوردي هستم ‏ودراين ماجرا هيچ وقت پايم را عقب نمي كشم.‏

        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  ما همين حالا هم اقتصاد اول جهان هستيم
در راستاي اينکه دکتر الف نون که به نظر مي رسد در طول تاريخ هميشه دوست داشت "اول" بشود، و ‏ديروز اعلام کرده است که " ما مي توانيم در کوتاه مدت اولين اقتصاد جهان بشويم" و الهي کور بشود هر ‏کسي که نمي تواند اين همه موفقيت را ببيند، ضمن توضيح اينکه بر اساس آمارهاي موجود، کشور ايران در ‏حال حاضر از نظر اندازه اقتصادي هجدهمين کشور جهان بوده و کشورهايي مثل آمريکا، چين، ژاپن، هند، ‏آلمان، انگليس، روسيه، فرانسه، برزيل و ايتاليا ده قدرت بزرگ جهان مي باشند و قرار است ما در مدتي ‏کوتاه، مثلا تا شش ماه ديگر قدرت اول اقتصادي جهان بشويم، آگاهان عقل شان را دادند دست هم و به نظر ‏مي رسد که راههاي زير براي تبديل ايران به اقتصاد اول جهان، کاملا ممکن و ميسر است و هر کسي نمي ‏تواند اين موفقيت را ببيند انشاء الله قد احمدي نژاد سر چشمش دربيايد. در همين راستا، راههاي زير پيشنهاد ‏مي شود.‏

از طريق مديريت جهان: اگر از همين فردا صبح، مديريت جهان به دست احمدي نژاد بيفتد و او رياست بانک ‏جهاني و صندوق بين المللي پول را هم بدهد به دست محصولي و زريبافان، و سازمان ملل هم تصويب کند که ‏جهان زير نظر ايشان اداره مي شود، و همچنين احمدي نژاد قول بدهد که فقط مديريت جهان را بکند و هيچ ‏دخالتي در ايران نکند، به نظر مي رسد که ما مي توانيم حداکثر تا شش ماه ديگر اقتصاد اول جهان بشويم. ‏البته با توجه به هنرهاي متعدد رئيس جمهور فعلي( و مديريت بعدي جهان) ممکن است همين اتفاق در يک ماه ‏بيفتد. حتما سووال شما اين است که چه کسي رئيس جمهور ايران بشود؟ پاسخ اين است که هيچ فرقي نمي کند. ‏مثلا شما مي توانيد اولين کسي که بالاتر از دوازده سال دارد و راس ساعت هشت صبح از جلوي وزارت ‏کشور عبور مي کند را بکنيد رئيس جمهور ايران. در اين حالت دو اتفاق مي افتد، در ايران دولت جديد هر ‏کاري بکند، وضع اقتصاد ايران اصلاح مي شود. در جهان هم احمدي نژاد در هر حال وضع اقتصادي جهان ‏را چنان مي کند که ايران خود بخود قدرت اول جهان خواهد شد.‏

از طريق بمب اتمي: يک فرضيه مهم اين است که ايران بتواند بمب اتمي توليد کند و اين کار را تا هفته ديگر ‏بکند. طبيعتا اين موضوع بلافاصله در جهان پخش مي شود و آمريکا و اسرائيل تهديد مي کنند که با بمب اتمي ‏ايران را از بين مي برند، ايران هم تصميم مي گيرد که کوتاه بيايد ولي شوخي شوخي به دليل يک اشتباه که ‏طبيعتا در ايران رخ مي دهد، بمب اتمي ما شليک مي شود به طرف اسرائيل ولي مي خورد به پاکستان. ‏پاکستان هم بمب اتمي خودش را به هند مي زند، در نتيجه چين هم به دفاع از هند بمب اتمي خودش را مي زند ‏به روسيه، و روسيه هم با آمريکا و اروپا جنگ را آغاز مي کند. به اين ترتيب تمام جهان نابود مي شوند و ‏فقط مي مانيم ما و طبيعي است که اگر هيچ کسي در دنيا نباشد، ما مي توانيم اولين قدرت جهان شويم. ( شرط ‏لازم در اين فرضيه اين است که بمب اتمي ايران را نابود نکند که طبيعتا نمي کند، چون بمب اتمي بيشتر به ‏جاهاي ديگر اثر مي کند نه ايران)‏

از طريق تغيير در مديريت ها: احمدي نژاد بشود رئيس جمهور آمريکا، بوش هم بشود رئيس اتحاديه اروپا، ‏سولانا را بگذارند براي رياست جمهوري اسرائيل، اولمرت هم بشود سلطان عربستان سعودي، ملک عبدالله ‏هم برود به چين، رئيس جمهور چين هم بشود امير امارات، امير امارات هم بشود رئيس جمهور روسيه، ‏مدودف هم بشود نخست وزير ژاپن، يکي از ايرانياني که فعلا در ژاپن کارگري مي کند هم بيايد به ايران و ‏بشود رئيس جمهور ايران.... در اين حالت احمدي نژاد اقتصاد آمريکا را نابود مي کند، بوش هم اتحاديه اروپا ‏را از بين مي برد و قتصاد اروپا را نابود مي کند، سولانا جلوي جنگ ايران و اسرائيل را مي گيرد و چون در ‏اسرائيل آرامش برقرار مي شود و رابطه اش با آمريکا قطع مي شود قدرت اقتصادي اسرائيل هم از بين مي ‏رود، اولمرت هم وقتي پادشاه عربستان شد بطور طبيعي عربستان دچار بحران سياسي شده و تمام کشور آتش ‏مي گيرد، ملک عبدالله هم وقتي به چين رفت و نفت نداشت و يک ميليارد آدم گرسنه جلوي کاخش بود، اقتصاد ‏چين را نابود مي کند، رئيس جمهور چين هم وقتي به امارات رفت سياست اقتصادي چيني در پيش مي گيرد و ‏در نتيجه امارات هم از بين مي رود، امير امارات هم همان هفته اول در مسکو توسط مافياي پوتين ترور مي ‏شود و روسيه از بين مي رود، مدودف هم در ژاپن بلافاصله تمام سرمايه هاي ژاپن را منتقل مي کند به ‏حساب پوتين و اصغر آقا هم که از ژاپن به ايران آمده است هر کاري دوست داشت مي کند. در نتيجه در ‏عرض دو ماه تمام اقتصاد جهان از بين مي رود و اصغرآقا موفق مي شود اقتصاد اول جهان بشود.‏

از طريق افزايش قيمت نفت: رئيس جمهور شروع کند به تهديد کردن اسرائيل و آمريکا، در نتيجه قيمت نفت ‏بتدريج تا 200 دلار بالا برود، بعد آمريکايي ها از ما بخواهند غني سازي را متوقف کنيم، اما ما هم به آنها ‏بگوئيم خودتان غني سازي را متوقف کنيد، بعد قيمت نفت بشود 300 دلار، بعد آمريکا نفتکش هايش را ‏بفرستد به خليج فارس، ما هم ده تا موشک پرت کنيم به هوا و قيمت نفت بشود 400 دلار، بعد ما تنگه هرمز ‏را ببنديم و قيمت نفت برسد به بشکه اي 1000 دلار، بعد اروپا و آمريکا و بقيه قدرت هاي جهاني همه شان ‏مثل گاگول ها گير کنند و ندانند بايد چه خاکي به سرشان بريزند، در عوض ما با تمام قدرت حال شان را ‏بگيريم و با کمک نخبگان ايراني در سراسر جهان اقتصادمان را شکوفا کنيم. بعد تمام سرمايه هاي ايراني در ‏سراسر دنيا ببينند قيمت بنزين بالا رفته و برگردند ايران و در فرودگاه مهرآباد برايشان فرش قرمز پهن کنند، ‏بعد آمريکا و اروپا شلوغ بشود و مردم شان بريزند توي خيابان و همه جاي دنيا آتش بگيرد و ما بشويم قدرت ‏اول جهان. فکر مي کنيد اين اتفاقات اگر خدا بخواهد نمي افتد؟ ‏

از طريق تلويزيون: مهم ترين راه براي تبديل ايران به بزرگترين اقتصاد جهان اين است که همانطور که از ‏طريق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، ما تبديل به يک قدرت هسته اي شديم و الآن داريم از انرژي ‏هسته اي استفاده مي کنيم، بدون اينکه هيچ کسي در جريان باشد و خودمان داريم حالش را مي بريم، و ‏همانطور که عرض يک ماه تبديل به ابرقدرت خاورميانه شديم، به همين سادگي در مدت شش ماه صدا و ‏سيماي جمهوري اسلامي مي تواند اعلام کند که ايران بزرگترين قدرت اقتصادي دنيا شده است. طبيعي است ‏که هر کسي هم که بگويد نه، خيرخواه اين کشور نيست. از اين طريق همين الآن هم ايران بزرگترين قدرت ‏اقتصادي جهان است، فقط اگر صدا و سيما بجاي پخش کردن اين برنامه هاي مزخرف فقط همين موضوع را ‏هفته اي هشت روز اعلام کنند، اين مشکل هم حل مي شود.‏

نتيجه گيري اقتصادي: ما همين الآن هم بزرگترين قدرت اقتصادي جهان هستيم، فقط هنوز خبرش را نداده اند.‏
نتيجه گيري روانشناختي: اگر آدم فرض کند که مردم احمق هستند، نود درصد مشکلات حل است، ده درصد ‏مشکل باقيمانده هم چيزي نيست.‏


        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  hot PROXY

need a real proxy site?

 

http://hiddenshop. info

        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  به سرعت اقتصاد اول جهان مي‌شويم!
در حالي كه بحران‌هاي اقتصادي و ناكامي احمدي‌نژاد در اجراي وعده‌ها باعث مشكلات متعددي براي مردم شده ‏است و نظرسنجي‌ها نيز حاكي از بدبيني مردم به "طرح تحولات اقتصادي" است، احمدي‌نژاد ديروز وعده‌اي جديد ‏و غيرمنتظره مطرح كرد: "مي‌توانيم به سرعت و در زمان کوتاه‌تري به اقتصاد اول جهان دسترسي پيدا کنيم." ‏

احمدي‌نژاد اين سخنان را در جلسه‌اي بدون حضور خبرنگاران با گروهي از فعالان اقتصادي مطرح كرد. گزارش ‏اين جلسه به منظور بررسي ابعاد طرح تحول اقتصادي تشكيل شده بود، تنها در پايگاه اطلاع‌رساني ‏رياست‌جمهوري قرار گرفت و همه خبرگزاري‌ها نيز به نقل از اين منبع به انتشار خبر سخنان احمدي‌نژاد ‏پرداختند؛ از اين رو بعيد است كه احمدي‌نژاد اين سخنان را تكذيب كند.‏

به گزارش اين پايگاه اطلاع‌رساني، احمدي نژاد در اين جلسه با بيان اينكه "کلمات «نمي شود» و «نمي توانيم» در ‏مقابل اراده و همت بلند مردم ايران اسلامي مفهومي ندارد"، اضافه كرد: "ما مي‌توانيم به سرعت و در زمان ‏کوتاه‌تري به اقتصاد اول جهان دسترسي پيدا کنيم... اقشار و صنوفي که فشارهاي سياسي، بانکي، اقتصادي ‏وهياهوها و تهديدات را تحمل مي کنند و با تلاش روز افزون باعث مي شوند آثار اينگونه فشارها در جامعه ‏محسوس نباشد اين عده يقيناً در شرايط مناسب و آرام اقتصادي، مي توانند اقتصاد کشور را به رتبه اول جهان ‏برسانند."‏

وي همچنين دولت‌هاي قبل را به ترس از تبعات اجتماعي اجراي طرح‌ها و "وسواس بيش از حد كارشناسي" متهم ‏كرد و با تاكيد بر "موافقت همه كارشناسان و فعالان اقتصادي" با طرح دولت خود، خطاب به گروهي از فعالان ‏اقتصادي افزود: "بايد دست به دست هم ايران عزيز را تاج سر جهان قرار دهيم."‏

‎انتقاد اصولگرايان از طرح تحول اقتصادي‎

با وجود سخنان عجيب احمدي‌نژاد مبني بر كسب رتبه اول اقتصاد جهان توسط ايران به دنبال اجراي طرح تحول ‏اقتصادي، دو تن از چهره هاي سرشناس جناح اصولگرا به انتقاد از طرح تحول اقتصادي مورد نظر احمدي‌نژاد ‏پرداختند.‏

حسن سبحاني، اقتصاددان و نماينده سابق مجلس، ديروز در گفت‌وگو با سايت الف (وابسته به احمد توكلي، ديگر ‏نماينده اقتصاددان اصولگرا) از طرح اقتصادي اخير دولت انتقاد كرد و گفت: "تفاوت بين «ارزان فروشي» و ‏‏«پرداخت يارانه» به فراورده هاي نفتي در کشور ما در نظر بعضي از مسوولين مشخص نيست... در بودجه سال ‏‏87 به طور واقعي ما حتي يک ريال به عنوان يارانه انرژي نداريم."‏

وي همچنين ضمن انتقاد از صدا و سيما به خاطر بايكوت خبري وي پس از خروج از مجلس، تاكيد كرد: "توزيع ‏نقدي يارانه‏ها مستلزم جمع‏آوري پول از مردم از طريق افزايش قيمت‏هاست که حاصل آن دو نوع تورم تحميلي به ‏مردم خواهد بود. يکي تورم حاصل از افزايش قيمت حامل‏هاي انرژي و ديگري ناشي از خرج کردن پول توسط ‏کساني که اين پول را دريافت کرده اند... ايجاد توقع دريافت ماهانه يارانه‏ها به صورت نقدي، تبعات اجتماعي ‏ناهنجاري مانند مصرف گرايي و تقليل فرهنگ کار و تلاش خواهد داشت و حتي بدون در نظر گرفتن اين تبعات ‏اجتماعي بايد گفت، در نقدي کردن يارانه ها، اقتصاد بايد گراني را تجربه کند و بعد پول را توزيع کند و تبعات اين ‏مساله چنان سخت است که مي توان گفت در عمل هرگز اتفاق نخواهد افتاد."‏

وي همچنين با انتقاد از عنوان دهان‌پركن طرح تحول اقتصادي گفت: "من طرحي به عنوان تحول اقتصادي ‏نمي‏شناسم. کلمه تحول از آنچنان بار سنگين مفهومي برخوردار است که با يک فعاليت کوتاه مدت قابل جمع نيست ‏و آن چيزي که در رسانه‏ها مطرح شده در حد چند عنوان در زمينه مسايل اقتصادي و در حد ايده‏اي براي بهتر ‏شدن انجام کارها قابل ارزيابي است."‏

همزمان با سبحاني، مرتضي نبوي از فعالان كهنه‌كار جناح محافظه‌كار، عضو كنوني مجمع تشخيص مصلحت و ‏مديرمسئول روزنامه رسالت نيز در جلسه‌اي با بازاريان به انتقاد از طرح جديد دولت پرداخت و اين طرح را ‏ناهماهنگ و داراي اثرات مخرب ارزيابي كرد.‏

وي گفت: "بايد جمع مسوولي از نخبگان اقتصادي ابعاد طرح تحولات اقتصادي را بررسي و اولويت‌بندي کنند... ‏اگر اجزاي طرح هماهنگ با هم نباشند اثرات مخرب به جاي خواهد گذاشت... دولت فقط صورت مسئله را طرح ‏کرده ولي نگفته است چگونه مي‌خواهد طرح تحول اقتصادي را اجرا کند. اگر قيمتها آزاد شود چگونه مي‌شود نرخ ‏سود بانکي را به صورت دستوري کاهش داد... اگر دولت بخواهد منابع اصلاح نظام يارانه‌ها را صرف جبران ‏کسري بودجه‌ خود کند و نسبت به اصلاح اقتصادي کشور اقدام نکند، اين امر نه تنها در جهت تحقق عدالت نيست، ‏بلکه شکاف دولت و ملت را افزايش مي‌دهد."‏

مرتضي نبوي خاطرنشان كرد: "اجراي طرح تحولات اقتصادي که رئيس‌جمهور مطرح کرده است تنها با دولت ‏سبکبال، چابک، سياستگذار و ناظر مي‌تواند موفق باشد... اکنون دولت تامين‌کننده انحصاري برق، گاز، آب و ‏غيره است. وقتي قيمت اين اقلام افزايش مي‌يابد و رقيبي براي دولت وجود ندارد تاوان آن را مردم مي‌پردازند."‏

‎بدبيني مردم به طرح احمدي‌نژاد‎

در همين حال يك سايت خبري اينترنتي نيز بر اساس نتايج يك نظرسنجي، از بدبيني مردم به طرح تحول اقتصادي ‏مورد نظر احمدي‌نژاد خبر داد. به نوشته سايت نوانديش، 71 درصد از كاربران اين سايت در پاسخ به سؤال ‏نظرسنجي در خصوص طرح تحول اقتصادي تاكيد كردند كه: "اين طرح را عملي و مفيد به حال مردم نمي دانند."‏
به نوشته اين سايت، 17 درصد از شركت‌كنندگان نيز در پاسخ به سؤال اين نظرسنجي مبني بر اينكه "آيا طرح ‏تحول اقتصادي دولت را عملي و مفيد به حال مردم مي دانيد؟" از محتواي اين طرح ابراز بي‌اطلاعي كردند و ‏بدين ترتيب تنها 11 درصد از طرح دولت حمايت كردند.‏

اين نتايج در حالي در اينترنت منتشر شده است كه احمدي‌نژاد در جلسه اخير با فعالان اقتصادي، با تكرار ادعاي ‏خود درباره حمايت و آمادگي مردم براي اجراي طرح تحول اقتصادي، گفته است: "فشارهايي که برخي در داخل ‏و خارج کشور قصد دارند در برابر پيشرفت مردم ايجاد کنند به هيچ وجه مانع حرکت رو به پيشرفت ملت بزرگ ‏ايران اسلامي نخواهد شد."‏

        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  عكسبرداري ممنوع!
بـبـَعي!
عكسبرداري ممنوع!
عکسبرداری ممنوع!
        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  صدور حکم سنگسار برای 9 نفر ایرانی
روزنامه گاردین، چاپ بریتانیا، از صدور چندین مورد حکم سنگسار در ایران خبر داده است.

در گزارشی که در شماره روز 21 ژوئیه گاردین به قلم رابرت تیت و نوشین حسینی منتشر شده آمده است که هشت زن و یک مرد در ایران به جرم زنا به سنگسار محکوم شده اند و حقوقدانان صدور این احکام را ناشی از قدرت گیری بنیادگریان تندرو در صحنه سیاسی ایران دانسته اند.

گاردین می نویسد با وجود اینکه گفته می شود قوه قضائیه سنگسار را موقوف کرده، اما احکام جدید سنگسار، که جمهوری اسلامی آن را براساس قوانین شرع موجه می داند، توسط دادگاه هایی در نقاط مختلف ایران صادر شده است.

این روزنامه به نقل از حقوقدانان می نویسد که اکثر زنانی که خبر حکم سنگسار آنان انتشار یافته است قربانیان خشونت هستند و سواد کافی برای درک اتهامات علیه خود ندارند و علاوه بر این، بیشتر این احکام پس از برگزاری محاکمات غیر علنی و بدون حضور شهود و وکلای مدافع صادر شده است.

 

گاردین به عنوان مثال وضعیت کبری نجار، یک زن کرد را ذکر می کند که شوهرش او را وادار به خودفروشی کرده بود و پس از اینکه کبری طلاق گرفت، همسرش دخترشان را به همین کار وادار کرد.

 

 قوه قضائیه سنگسار را موقوف کرده، اما احکام جدید سنگسار، که جمهوری اسلامی آن را براساس قوانین شرع موجه می داند، توسط دادگاه هایی در نقاط مختلف ایران صادر شده است
 
گاردین

این روزنامه همچنین پرونده شمامه قربانی، یکی دیگر از محکومین را گزارش می کند که مدعی شده بود به او تجاوز شده است اما دادگاه در مورد این ادعا تحقیقاتی انجام نداد.

گاردین می افزاید که حقوقدانان ایرانی در تلاش برای برانگیختن حمایت بین المللی از تلاش خود به منظور وادار کردن دولت ایران به لغو مجازات سنگسار، روز گذشته جزئیات این پرونده ها را فاش کردند.

طبقات محروم

این روزنامه به نقل از شادی صدر، حقوقدان و از مدافعان برجسته حقوق بشر در ایران، در مورد این هشت محکوم به سنگسار می نویسد که "این زنان اکثرا از طبقات کم سواد جامعه هستند و پول کافی و دسترسی به وکیل مدافع نداشته اند و بسیاری از آنان زبان فارسی را به خوبی نمی فهمند در حالیکه بازجویی ها به فارسی صورت گرفته است."

خانم صدر گفته است که "در تمام این پرونده ها، محکومان در معرض خشونت قرار داشته یا وادار به ازدواج اجباری شده اند و درخواست طلاق آنان مورد قبول قرار نگرفته و در برخی موارد هم به دلیل فشار خانوادگی، نمی توانسته اند درخواست طلاق کنند."

 

  احکام جدید حاصل فضای سرکوب سیاسی و تسلط بنیادگرایی دینی بر ایران است که به واسطه آن، نمایندگان مجلس خود را در گذراندن قوانین هرچه سختگیرانه تر آزاد می بینند و با ارائه طرح جدید قانون مجازات اسلامی، در صدد تصویب مجازات هایی مانند حکم اعدام برای متهمان به جادوگری و تنبیه های بدنی مانند درآوردن چشم و قطع اندام ها برآمده اند
 
گاردین

گاردین گزارش می کند که دو تن از متهمان در تهران محاکمه شدند، محاکمه دو نفر در شهر اهواز، که شمار قابل توجهی از ساکنان آن عرب زبان هستند برگزار شد و رسیدگی به پرونده دو زن دیگر در منطقه آذری زبان شمال ایران صورت گرفت.

این روزنامه می نویسد که خبر صدور این احکام سنگسار زمانی انتشار یافت که گروهی از حقوقدانان ایرانی، مبارزه برای توقف سنگسار را، که از سوی گروه های بین المللی مدافع حقوق بشر محکوم شده است، آغاز کردند و از آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، خواستند محکومان را مشمول عفو قرار دهد.

گاردین می نویسد که در عین حال، نظر بر این است که در جو سیاسی کنونی ایران، نفوذ آیت الله شاهرودی محدود است و در حالیکه سال گذشته وی دستور توقف اجرای حکم سنگسار یک مرد را صادر کرد، مقامات محلی این دستور را نادیده گرفتند.

شادی صدر گفته است که احکام جدید حاصل فضای سرکوب سیاسی و تسلط بنیادگرایی دینی بر ایران است که به واسطه آن، نمایندگان مجلس خود را در گذراندن قوانین هرچه سختگیرانه تر آزاد می بینند و با ارائه طرح جدید قانون مجازات اسلامی، در صدد تصویب مجازات هایی مانند حکم اعدام برای متهمان به جادوگری و تنبیه های بدنی مانند درآوردن چشم و قطع اندام ها برآمده اند.

به گفته خانم صدر چنین اقداماتی با سیاست های کلی تندروها ارتباط دارد و هرچه بینادگرایی در صحنه سیاسی ایران شدت بیشتری گیرد، نگرانی در مورد اجرای چنین احکامی نیز بیتشر می شود.

شادی صدر گفته است که "اگر دادستان یک منطقه دورافتاده فردی تندرو باشد، در شرایط فعلی راحت تر می تواند اعتقادات خود را عملی کند."

        موضوع: طنز سياسي     نويسنده: MRE  

  p r o x y
www.Sperso.info 

www.ConcealMe. info   

        موضوع: ANTI PROXY FILTER PROXY SERVER     نويسنده: MRE  

  جليلي قاليباف مي شود
سعيد جليلي ديروز بعد از اظهاراتي که درباره غني سازي نکرد و درباره قالي ايراني کرد، از ژنو برگشت. ‏احمدي نژاد اعلام کرد مذاکرات ژنو يک گام به جلو بود. نيکلاس برنز هم با سعيد جليلي دست دادند، اما ‏همديگر را ماچ نکردند، عده اي معتقدند که آن وسط ها جليلي يک گاز هم از لپ برنز گرفته است. کونداليزا ‏رايس هم در حالي که اخبار ژنو را مي شنيد و از عصبانيت سرخ شده بود و داشت موهايش را مي کشيد و ‏يکي توي سر خودش مي زد و يکي توي سر نيکلاس برنز، فرياد کشيد: " اه، خسته شديم" و گفت: " حرف ‏هاي جليلي بي سروته بود." جليلي هم اعلام کرد که " در ژنو صحبتي از تعليق نشد."‏

از طرفي وزير خارجه سابق آلمان که فعلا به دليل وابستگي سببي با ايرانيان عزيز، از وزير خارجه فعلي ‏آلمان اهميت بيشتري دارد، گفت " وقت کشي و شکست مذاکره يعني حمله نظامي به ايران" البته چنين به نظر ‏مي رسد که فعلا دو هفته وقت داريم، البته امروز که اين مقاله را مي خوانيد دوازده روز وقت داريم و دولت ‏ايران اميدوار است که تا دو هفته ديگر که مي شود 15 مردادماه برابر با پنجم آگوست احتمالا بوش دوره ‏رياست جمهوري اش سربرسد، قيمت نفت بشود پانصد دلار، احمدي نژاد دوباره رئيس جمهور شود، يک سيل ‏بزرگ همه اروپا را از بين ببرد و کره زمين چنان گرم بشود که اسرائيل و آمريکا نه تنها از روي کره زمين ‏محو شوند بلکه بکلي ذوب شوند. البته اين پيش بيني ها همگي ممکن است، فقط لازم است فکر نکنيم و ‏اميدوار باشيم. اما من فکر مي کنم چند وضعيت براي آينده ما ممکن است. ‏

وضعيت اول: آمريکا هيچ کاري نکند، ولي ايران با همين شکل پيش برود.

در اين حالت آمريکا يواش يواش از بين مي رود و اروپا يواش يواش قدرتمند مي شود. ايران هم شروع مي ‏کند به مديريت خاورميانه، کشورهاي عربي هم از آمريکا نااميد مي شوند و مي افتند به جان ايران. در نتيجه ‏اسرائيل و اروپا و اعراب با هم متحد مي شوند و ايران را از بين مي برند. احمدي نژاد هم با دوستانش مي ‏رود به آمريکايي که از بين رفته است و آمريکا مي افتد دست ما و احمدي نژاد معاون اوباما مي شود و ما ‏موفق مي شويم بطور کامل آمريکا را از بين ببريم، منتهي خودمان هم بطور کامل از بين مي رويم.‏

وضعيت دوم: آمريکا عقب نشيني کند، ولي ايران پيشروي کند.

در اين حالت اسرائيلي ها تلفن مي زنند به دفتر جورج بوش، ولي کسي به تلفن آنها پاسخ نمي دهد، در نتيجه ‏خودشان به ايران حمله مي کنند، ايران هم تمام موشک هايش را بسوي اسرائيل شليک مي کند، اما چون ‏موشک ها درست نشانه گيري نشده صاف مي خورد به اروپا و آمريکا و چين و ژاپن و کشورهاي عربي و ‏ترکيه و سوريه و لبنان و ساير کشورها بجز اسرائيل. در اين حالت اسرائيل هم به ايران حمله مي کند و بعد از ‏چند روز موشکباران و بمباران ايران، تمام کشور از بين مي رود، اما هيچ تغييري در کشور اتفاق نمي افتد، ‏همين دولت و همين حکومت سرجاي خودش باقي مي ماند. در نتيجه فقط تندروهاي ايران و اسرائيل باقي مي ‏مانند و با همديگر صلح مي کنند. با ادامه تندروي در ايران و اسرائيل بخش وسيعي از ايرانيان از کشور ‏بيرون مي روند و به اسرائيل پناهنده مي شوند و بخش وسيعي از اسرائيلي ها از اسرائيل بيرون مي روند و ‏به ايران پناهنده مي شوند. بتدريج اسرائيلي ها قدرت را در ايران و ايراني ها قدرت را در اسرائيل در دست ‏مي گيرند. و بخوبي و خوشي زندگي مي کنند.‏

وضعيت سوم: اگر آمريکا عقب نشيني کند، اما ايران پيشروي نکند.

در اين حالت در داخل ايران بحران پيش مي آيد، چون اگر دولت احمدي نژاد جنگ نکند، دليلي براي ادامه ‏حکومتش وجود ندارد. در نتيجه ايران به اسرائيل حمله مي کند. اسرائيل هم به ايران حمله مي کند. در اين ‏حمله که با کمک حزب الله و سوريه و غيره صورت مي گيرد، اسرائيل نابود مي شود. پس از آن ايران با ‏کمک کوبا و ونزوئلا و داريوش سجادي آمريکا را از بين مي برد و همزمان با همين دو پيروزي بزرگ، ‏ايران تبديل به سومين قدرت نظامي جهان مي شود. اما اولين قدرت نظامي جهان يعني اروپا دست به دست ‏دومين قدرت نظامي جهان يعني روسيه مي دهد و دوتايي ايران را از بين مي برند. با از بين رفتن ايران ‏مسلمانان جهان از خواب بيدار مي شوند، اما يکي دو ساعت بعد دوباره خواب شان مي برد و مي خوابند.‏

وضعيت چهارم: اگر آمريکا پيشروي کند و ايران عقب نشيني کند.

در اين حالت اول چوب را مي خوريم و مملکت سوراخ سوراخ مي شود، بعدا پياز را مي خوريم و در حال ‏خوردن پياز غني سازي را هم متوقف مي کنيم. بعد کت را مي دهيم و احمدي نژاد کاپشنش را مي اندازد کنار ‏و مي رود ارادان، بعد کالا را مي دهيم به آمريکايي هايي که دارند توي خيابان هاي مملکت سوت مي زنند و ‏راه مي روند و بعد دوقاز و نيم بالا را مي دهيم و مملکت مي شود دوازده قسمت، بعد تصميم مي گيريم که به ‏گه خوردن بيفتيم، اما ستاد بسيج اقتصادي اعلام مي کند مهلت سهميه گه خوردن مان تمام شده و ديگر کاري ‏نمي شود کرد.‏

وضعيت پنجم: اگر آمريکا عقب نشيني کند و ايران عقب نشيني کند.

اين فرضيه اصولا فرضيه احمقانه اي است به همين دليل احتمال وقوع آن خيلي زياد است، چون معمولا در ‏دنيا وضعيتي که احمقانه است، بيشتر احتمال وقوع دارد، تا وضعيتي که محتمل است. با اين همه چون اين ‏فرض احمقانه است، پيش بيني وقوع آن را براحتي نمي شود کرد، چون آدم اول بايد به اندازه کافي احمق ‏باشد، تا بتواند وضع احمقانه را پيش بيني کند و بعد اين کار را بکند. ‏

وضعيت ششم: اگر آمريکا عقب نشيني نکند، اما اروپا عقب نشيني کند و با ايران کنار بيايد.

اين حالت بسيار مهمي است. در اين حالت سعيد جليلي به بافتن ميليمتري قالي اش ادامه مي دهد و يواش يواش ‏قاليباف مي شود. دو هفته بعد مذاکرات ادامه پيدا مي کند و ايران و اروپا با هم آبگوشت مي خورند، اما به ‏آمريکا فقط پياز مي دهند. در ديدار بعدي سعيد جليلي نيکلاس برنز را ماچ مي کند. يک ماه بعد ديدار بعدي ‏در برن برگزار مي شود و ايران با گشايش کنسولگري در تهران موافقت مي کند، آمريکا هم با گشايش ‏کنسولگري ايران در لس آنجلس موافقت مي کند. سه ماه بعد ايراني ها به کنسولگري حمله مي کنند، آمريکا ‏هم کنسولگري لس آنجلس را تعطيل مي کند، اما در يک ديدار در زوريخ نيکلاس برنز و سعيد جليلي همديگر ‏را نيم ساعت بغل مي کنند و هي بمال بمال. اروپايي ها هم هفته اي سه بار مي روند به تهران، وزارت خارجه ‏هم سولانا را به عنوان معاون وزير خارجه ايران استخدام مي کند. يک سال بعد جليلي و نيکلاس برنز با ‏همديگر در رم ملاقات مي کنند و اين بار همه اعضاي هيات با هم دست مي دهند و بعيد نيست براي نزديکي ‏بيشتر کاملا با هم نزديکي بيشتري بکنند. بعد ايران سفارت خودش را در واشنگتن و آمريکا سفارت خودش را ‏در کيش داير مي کند. هفت سال بعد جليلي و برنز همديگر را در پاريس ملاقات مي کنند و پسر جليلي با دختر ‏نيکلاس برنز ازدواج مي کند، اما سفارت ايران و سفارت آمريکا تعطيل مي شود. بيست و پنج سال بعد ديدار ‏ميان فرزند جليلي و فرزند نيکلاس برنز برگزار مي شود و اروپايي ها به افتخار اين ديدار مهماني شامي مي ‏دهند. در اين زمان جمعيت ايران تقريبا به يک ميليون نفر رسيده و همه مردم احتمالا از گرسنگي و سوء ‏تغذيه مرده اند، احمدي نژاد رهبر کشور است و هاشمي رفسنجاني همچنان به بازگشت فکر مي کند. ‏

وضعيت هفتم: اگر آمريکا و اروپا در مقابل ايران بايستند و ايران صلح کند.

در اين حالت در ايران بحران سياسي پيش مي آيد. مخالفان دولت نهم طرفدار احمدي نژاد مي شوند و همه جا ‏جشن مي گيرند و از اينکه مملکت نجات پيدا کرده خوشحالي مي کنند. مراسم رقص و پايکوبي برگزار مي ‏شود و اکثر خوش تيپ ها و اصلاح طلبان عکس احمدي نژاد را در دست مي گيرند. اما طرفداران احمدي ‏نژاد با او مخالف مي شوند و با وجود اينکه تعدادشان يک دهم بقيه است، هم احمدي نژاد را از بين مي برند و ‏هم به جان مردم مي افتند و قدرت را در دست مي گيرند و بعد از چند روز آن را ول مي کنند و مي روند به ‏لبنان تا يک حکومت حزب الله در آنجا تشکيل دهند. در لبنان هم دختران خوش تيپ حزب الله از حزب اللهي ‏هاي ايران استقبال مي کنند و در نتيجه هم مشکل ايران حل مي شود و هم مشکل لبنان حل مي شود و هم ‏مشکل آمريکا.‏

نتيجه گيري سياسي: اگر شانس بياوريم شانس آورديم، وگرنه بيچاره مي شويم.‏

نتيجه گيري ديپلماتيک: کاري را که بايد دو سال پيش مي کرديم، اگر الآن بکنيم، بيست سال عقب مي رويم و ‏کاري که بيست سال پيش بايد مي کرديم اگر الآن بکنيم، دو سال جلو مي رويم.‏

نتيجه گيري اخلاقي: علت اينکه آدم بدبخت مي شود الزاما اين نيست که شانس ندارد، ممکن است عقل نداشته ‏باشد.‏

نتيجه گيري تاريخي: تاريخ را هميشه مردان بزرگ تعيين نمي کنند، گاهي اوقات تاريخ را احمق ها تعيين مي ‏کنند.‏

نتيجه گيري پليس راه: تا اطلاع ثانوي همه راهها بسته است.‏
        موضوع:     نويسنده: MRE  

درباره وبلاگ
اميد وارم خوشتون بياد .اگه تونستيد نظر هم بديد.
استفاده غير قانوني هم به من ربطي ندارد.
mamadkahn@yahoo.com
اگه خواستيد تبادل لينك هم ميكنم شما در داخل نظرات نام سايت يا وبلاگ خود را بگذاريد تامن لينك دهم.

آخرين مطالب
» سیاوش قمیشیی
» گابریل گارسیا مارکز
» Fresh proxy site for Fri Feb 20, 2009
» استقبال با اعمال شاقه!‏
» اولین چیزی که بعد از شنیدن شغل دوستان به زبان می آوریم
» اعلام وضعیت اضطراری برای مردان نمكی
» سلام
» فهرست برخی قتل‌های سیاسی پس از پایان جنگ 1367 تا 1377
» 3 fast Proxies Jan 31, 2009 ,NEW and Cool
» جملات قصار مسئولان

آرشيو
2/26/2009 - 3/4/2009
2/19/2009 - 2/25/2009
2/10/2009 - 2/18/2009
1/24/2009 - 2/9/2009
1/27/2009 - 2/2/2009
1/20/2009 - 1/26/2009
1/11/2009 - 1/19/2009
12/25/2008 - 1/10/2009
12/28/2008 - 1/3/2009
12/21/2008 - 12/27/2008
11/12/2008 - 11/20/2008
10/26/2008 - 11/11/2008
10/29/2008 - 11/4/2008
10/22/2008 - 10/28/2008
10/13/2008 - 10/21/2008
9/26/2008 - 10/12/2008
9/29/2008 - 10/5/2008
9/22/2008 - 9/28/2008
9/12/2008 - 9/21/2008
8/29/2008 - 9/4/2008
8/22/2008 - 8/28/2008
8/12/2008 - 8/21/2008
7/26/2008 - 8/11/2008
7/29/2008 - 8/4/2008
7/22/2008 - 7/28/2008
7/12/2008 - 7/21/2008
6/25/2008 - 7/11/2008
6/28/2008 - 7/4/2008
6/21/2008 - 6/27/2008
6/11/2008 - 6/20/2008
5/25/2008 - 6/10/2008
4/10/2008 - 4/19/2008

لینکستان
MY PROFILE
دانلود از یو تیوبYOU TUBE Download
بازی خورها
انتخابات ریاست جمهوری آینده
کلوپ طنز=سراب طنز
هر چی بخوای
سياوش قميشي
دانلود سنتر بازي
بچه mis
جالبترین مطالب در وبز ~WeBZ
سايت sms
WILD CHILD
عدالتخواه
مجموعه كامل از جديدترينهاي اينترنتي
سپهر
دختر پاییز
آنت
سه تا دوست جيغ جيغو..ورود آقايان ممنون!!
فرهنگ و تمدن ايران
رمز بازي هاي كامپيوتر
دانلود كتاب هاي رايگان فارسي
فال امروز شما
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه
Join 4Shared Now! سیاوش قمیشی
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده


rss


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

MRE

<-blogid->

http://einiproxy.blogfa.com

طنز سياسي و پ ر و ك س ي

طنز سياسي و پ ر و ك س ي

طنز سياسي و پ ر و ك س ي

اميد وارم خوشتون بياد .اگه تونستيد نظر هم بديد.
استفاده غير قانوني هم به من ربطي ندارد.
mamadkahn@yahoo.com
اگه خواستيد تبادل لينك هم ميكنم شما در داخل نظرات نام سايت يا وبلاگ خود را بگذاريد تامن لينك دهم. طنز سياسي و پ ر و ك س ي

طنز سياسي و پ ر و ك س ي

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog